سخنی  با خدا

گاهی  فکر  میکنم  حکمت   تنهایی در  زندگی  من  براستی  خیلی  واضح تر داره میشه.

وقتی  همه منو به خاطر  خودشون میخوان  یا به خاطر  پول من همون  بهتر که نخوان.

زندگی  سخت شده  ولی  وقتی  پول نداری و شغلی نداری  همه تردت میکنن . خیلی سخته  گاهی زندگی کردن  به تنهایی در کشوری  غربت ولی وقتی  فکر  میکنی که اینجا  تنهایی چون  کشور خودت نیستی ولی  منطقی که فکر  میکنی  به این نتیجه میرسی  که  باید خدا را شکر  کنی  در کشور  غربت تنهایی  والا اگه  بی پول  باشی  توی  کشور خودت  و همه تردت کنن بیشتر  میشکنی.

تنهایی  آرزویی که  باعث  میشه زنده  باشم اینه که  بتونم  منهم برای خودم خونه و  امکانات بخرم  و  بتونم بدون نیاز  به کسی  زندگی  کنم.

خدایا لطفا کمکم کن خواهش میکنم

حرص

از اینکه می بینم ما  باید دکترا بخونیم  عمرمان  را  تلف کنیم و بعدش  کلی بدبختی  و اونهم آخرش  چند باید حقوق بگیریم  و  این هنرپیشه ها  که  با دیپلم می  یان  و اونهمه  پول  در می یارن وهمه کشورها  راحت می تونن برن ولی ما بعنوان  دانشجوی  دکترا نمی تونیم  بریم  خیلی حرص  میخورم خیلی از  این  به اصطلاح  هنرپیشه ها  با  پارتی پدر  وارد این کار شده اند به این نتیجه میرسم که  بیشتر  شانس  یک انسان در موقع تولدش  بهش  تعلق  میگیره  اینکه  توی کدوم  خونواده  زاده میشه  خیلی  مهمه .

 

دلشوزه

بدجوری میترسم  از  روزهای آینده.

خدایا بعد از اینهمه تلاش منهم میتونم یک کار خوبی گیر بیارم؟؟؟

ترس

دردناکه  تنهایی و ترس از  آینده.

یک عمر  تلاش کن و چیزی معلوم نیست.

خدایا کجایی؟؟

تنفر

آیا من میتوانم آدم بکشم؟؟

اگه این سوال را  چند سال قبل از من می پرسیدن  عصبانی میشدم  و میگفتم مگه من آدمکش  هستم؟؟

ولی حالا با کمال اطمینان میتونم بگم : آره .

اگه بتونم تموم این آشغالهایی که با زندگی افراد دیگر زندگی  میکنن را میخوام  با دستهای خودم از  صحنه روزگار محو کنم  این  عوضیها  ظاهرا  کشور را  ارث  باباشون میدونن  من و امثال من  سهمی شاید توی اونهمه نعمتی که توی کشور  هست نداریم .

متنفرم و باز هم میگم  کاش این  خاتمی  -کروبی - خامنه ای - موسوی و  ... همه و همه را  پوستشون  را بکنن  زنده زنده و  بسوزونندشون چه فرقی میکنه  موسوی باشه یا خاتمی یا  خامنه ای همشون که  دارن  به فامیلهای  خودشون  خدمت میکنن نه به من و امثال  من بیچاره  انگار  نه انگار  منهم  بابا  مال اون کشورم . خیلی خوشحال میشم  می بینم یکی از این سیاسیون به درک واصل شد و همشون مثل سگ و گربه افتادن  به جون هم . برام فرقی نمیکنه ایرانی باشن یا خارجی  سیاستمدار  سیاستمداره و در نظر من  همشون را باید کشت .

این آشغالهای  آمریکایی و انگلیسی و فرانسوی که مثلا مدافع حقوق بشر هستن هم یک مشت عوام فریبن اگه راست  میگن  چرا به دختر  دانشجویی که با پول خودش داره میره کنفرانس  چند روزه  ویزا نمیدن ولی به  یک فردی که مثلا اسمش  را گذاشته سیاسی اقامت دائم میدن؟؟

بزار برن همشون گم بشن  توی این دنیا کسی برای کس  دیگه تره هم خرد نمیکنه نه توی کشور خودمون امنیت داریم و نه کشورهای دیگه راهمون میدن و آدممون حساب میکنن اگه سیاسی نباشیم.

تنفر گاهی  چه  انرژی به آدم میده؟؟؟؟

چقدر سخته؟؟

چقدر سخته که ببینی کسی که تظاهر میکنه تو را دوست داره  برای تو هر روز فقط  ۱ یا ۲  دقیقه  وقت  داشته باشه که زنگ بزنه  اون هم بعد از ناهارش توی راه برگشت به محل کارش که مثلا شاید به نظر خودش ببینه مرده ای  یا زنده ؟ شاید هم چکت  کنه با کسی نیستی  و یا اینکه برای دعواهای بعدیش وقتی سرت  میخواد منت بزاره که حداقل بیشتر  از  افراد دیگه به گردنت حق داره چون هر روز بهت زنگ میزد که بدونه زنده هستی یا مرده.

خدایا چقدر سخته تحمل برخی شرایط؟؟

شاید این روزها از برخی  جهات بهترین و  از برخی  جهات بدترین روزهای عمرم باشه.

یاد گرفتم که به کسی  دل نبندم . زندگی به من آموخت که بهترین و ارزشمند ترین دوست انسان پول  توی جیب انسان است . انسان بی پول توی این زندگی  همانند یک زباله بی مصرف است و بس.

خدایا زندگی گاه چقدر سخت میشه وقتی به آینده فکر میکنی و ترس از آینده داری. تنها و  غریب در این دنیا بدون هیچ پشتیبان .

برخی دخترها  خیلی خوشبختن که پدری پولدار دارن که  پشتوانه اونهاست دارم به این مثلا گلشیفته فراهانی یا ...  فکر میکنم  چقدر خانواده در موفقیت یک دختر دخیل هستند خدایا وقتی زبانم قاصر  میشه همون بهتر خفه بشم مگه نه؟؟

میدونی خسته ام و دل شکسته .

چرا بین آدمها اینهمه فرق گذاشتی؟؟ بیشتر از این سعی کنم؟؟ آخه  تا به کی؟؟ خسته امممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم

غربت

خوبه آدم در یک سرزمین دیگر  زندگی  کنه  حداقل مشگلات کوچک  را بهش نمیگن.

روزهای ساکتی را دارم سپری میکنم خیلی  دوست دارم این آب و هوای بهاری و  پیاده روی در زیر  باران عصرها  یک مزه  دیگر دارد.